تبليغاتX
باران تابستانی -
باران تابستانی

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

87/02/02-12:10 -ندا

 

دنيا را كه بغل گرفتيم

گفت هيچ كارمان ندارد

گفت امن است

خوابمان كه برد...

بيدار كه شديم

ديديم آبستن تمام دردهايش شديم...

پ ن: دقيقا يادم نمياد اينو تو كدوم كتاب يا وبلاگ خوندم ،ولي دوسش داشتم...

 

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.

ml>