باران تابستانی
مسيج دادم و تولدش رو تبريك گفتم...
با اينكه ميدونستم گوشيش خاموشه!!!
پ ن:ديوونم،نه؟؟؟
دیگه هیچکس منو اونجوری که تو صدام میکردی صدا نمیکنه:
((مامانیه خوشکلم)) ...
داشتن نقطه ضعف خودش به تنهايي بد هست
ولي بدتر از اون اينه كه كسي اين نقطه ضعف رو بدونه!!!
فکر کنم حالم خوب نیست٬يه چيزيم شده حتما...
اون همه كتاب كه هميشه عاشق خوندنشون بودم روي ميز٬دست نخورده!!!
ميدانم ،
روزي ميرسد كه ممنون ميشوم از تو
به خاطر رفتنت
و به خاطر حس تلخ نفرتي كه از خودت به جا گذاشتي
تا نبودنت را تاب بياورم
اما... با دلم چه كنم وقتي كه بهانه ات را ميگيرد
و فقط تورا ميخواهد
تنها تو را...!!!
امروز صبح که از خواب بیدار شدم ،خنديدم
يه خنده از ته دل
به تو و به حرفي كه زدي: (ديگه هيچوقت منو نميبيني نه تو بيداري نه تو خواب)
پ ن:نميدوني ،اينقدر واقعي بود كه حتي گرماي بدنت رو هم حس ميكردم!!!
بيرون از پنجره بهاره...
اما توي دل من هنوز از بهار خبري نيست...
پ ن:بي صبرانه منتظرتم، بهار دل!!!
كاش ميشد يه ذره از نگاه قشنگت را جايي بر ميداشتم
تا الان كه نيستي اينجوري خرابش نباشم...
من قانون هميشگي جدال احساس با عقل را زير پا گذاشتم ...
عقلم پيروز شد!!!
پ ن :پيروزيه شيريني نيست.
| Design By : mihantheme.com |
