باران تابستانی


 

ـ من بدونم تو خوبی کافیه برام

ـ آره ،من خوبم تو رو هم به خدا ميسپارم

ـ خوبه كه تو خوبي!و ممنون كه منو به خدا ميسپاري!متنفرم از اين جمله!!!

ـ خوب، وقت جدايي بايد از خدا خواست كه حافظمون باشه ديگه؟

ـ نه!خدا اگه خدا بود مارو سر راهه هم قرار نميداد كه حالا وقت جدايي بخواد حافظمون باشه!

ـ كار ديگه اي از دستم بر مياد؟

ـ نه،هيچي ...برو ...فقط نگو خداحافظ!!!

 

 

۱۳۸۷/۰۵/۳۰ | 11:41 | ندا | |

 

از امروز يه همزيستي مسالمت آميز رو شروع كردم

با خاطراتت...

 

۱۳۸۷/۰۵/۲۹ | 12:47 | ندا | |

 

زندگی ام پیچیده شده ،در عين سادگي

مجموعاي از تناقضات

مي دانم ،بايد كنترلش كنم

اين بايد را مي فهمم و اينكه...

دارم زمان را از دست مي دهم!!!

 

۱۳۸۷/۰۵/۲۶ | 11:28 | ندا | |

 

با افکار و احساسات نباید جنگید

آنها خیلی از ما قویتر هستند

تنها راه خلاص شدن از دستشان

پذیرفتن آنها است!

 

۱۳۸۷/۰۵/۲۴ | 8:18 | ندا | |

 

مثل بچه ها

گاهی،

فقط اشتیاق شروع یه بازی جدید رو داریم

و یادمون میره که بازی همیشه بازنده هم داره!!!

 

 

۱۳۸۷/۰۵/۲۰ | 10:27 | ندا | |

 

بعضي وقتها لازمه از مبارزه دست بكشي تا پيروز بشي!!!

 

 

۱۳۸۷/۰۵/۱۶ | 12:44 | ندا | |

 

امروز روز تولد توست،

نبايد يادم باشد

اما هست!!!

 

۱۳۸۷/۰۵/۱۲ | 10:25 | ندا | |

 

یه کوه باش برام

بزار حس کنم تکیه گاهمی

حتی اگه هیچوقت بهت تکیه نکنم...

 

۱۳۸۷/۰۵/۰۳ | 12:14 | ندا | |
Design By : mihantheme.com