باران تابستانی


 

شامه ام بدجوري قوي شده

بو ميكشم هوا را

و خاطراتت را مي قاپم!

 

 

۱۳۸۷/۰۷/۲۰ | 9:8 | ندا | |

 

عشق يعني تو

وقتي كه همه عشقتو ميريزي توي صدات و

صدام مي زني

به اسم كوچيك

كه من عاشقشم

كه هيچكس منو اينجوري صدا نميكنه!

 

۱۳۸۷/۰۷/۱۷ | 9:55 | ندا | |

 

غرق در روياهايت هستي

دلت را خوش كرده اي به شاهزاده هاي اسب سوار

به كفش هاي بلوري

مي دانم،سكوت من به تو مجال مي دهد

كه بيشتر در اشتباه هايت غرق شوي،اما

خودت سر فرصت همه چيز را مي فهمي

 حالا وقت زياد است براي افسوس خوردن و آه كشيدن...

خوش باش!

 

 

۱۳۸۷/۰۷/۱۵ | 9:1 | ندا | |

 

کاش من...

نه!

کاش همه آدمها پله های اظطراری داشتند

برای نجات خودشان

وقتی که دیگر هیج راهی نمانده

برای فرار...

پ ن:برای پایین رفتن از این پله ها هیچ کس از آدم دلیل نمی خواد!

 

۱۳۸۷/۰۷/۱۳ | 8:35 | ندا | |

 

آهای غریبه

بگو

غیر از آینه ها تورا کجا می شود پیدا کرد!؟

 

 

۱۳۸۷/۰۷/۰۹ | 10:4 | ندا | |

 

آنقدر به بدی عادت کرده ایم که خوبی ها را باور نمی کنیم

پسشان می زنیم،

به باور بد بودنشان

آنقدر دروغ گفته ایم و دروغ شنیده ایم

كه بيزاريم از راستي...

پ ن:الان ميفهمم چرا قرار نيست اوضاع دنيا بهتر بشه!

 

۱۳۸۷/۰۷/۰۷ | 9:25 | ندا | |

 

روزهای اول مهر که می شود

دنیا کلی حرف تازه دارد برای گفتن

و وقتی آسمان شروع کند به باریدن

دیگر می شود هزار تا داستان تازه نوشت!

 

۱۳۸۷/۰۷/۰۴ | 9:41 | ندا | |
Design By : mihantheme.com