باران تابستانی
عشق يعني تو
وقتي كه همه عشقتو ميريزي توي صدات و
صدام مي زني
به اسم كوچيك
كه من عاشقشم
كه هيچكس منو اينجوري صدا نميكنه!
غرق در روياهايت هستي
دلت را خوش كرده اي به شاهزاده هاي اسب سوار
به كفش هاي بلوري
مي دانم،سكوت من به تو مجال مي دهد
كه بيشتر در اشتباه هايت غرق شوي،اما
خودت سر فرصت همه چيز را مي فهمي
حالا وقت زياد است براي افسوس خوردن و آه كشيدن...
خوش باش!
کاش من...
نه!
کاش همه آدمها پله های اظطراری داشتند
برای نجات خودشان
وقتی که دیگر هیج راهی نمانده
برای فرار...
پ ن:برای پایین رفتن از این پله ها هیچ کس از آدم دلیل نمی خواد!
آنقدر به بدی عادت کرده ایم که خوبی ها را باور نمی کنیم
پسشان می زنیم،
به باور بد بودنشان
آنقدر دروغ گفته ایم و دروغ شنیده ایم
كه بيزاريم از راستي...
پ ن:الان ميفهمم چرا قرار نيست اوضاع دنيا بهتر بشه!
روزهای اول مهر که می شود
دنیا کلی حرف تازه دارد برای گفتن
و وقتی آسمان شروع کند به باریدن
دیگر می شود هزار تا داستان تازه نوشت!
| Design By : mihantheme.com |
